تیشتَر

آواره ی آن چشم ِ سیاهت شده ام / بیچاره ی آن طرز نگاهت شده ام # علیرضاآذر

دلتنگی ما را کشت

دلتنگی به همان اندازه ی جنگ آدم میکشد؛ آدم هایی که در یک گوشه ی خلوت در خود دور از محبوب شان می میرند و دیگر بر نمی گردند به زندگی...

من دلهره ی سکوت دارم و گرفتار خفقانم و دچار به نبودنت، کلمه از دهانم بیرون نمی آید مگر برای حوائج روزمره، چشم باز نمیکنم و دهان نمی بندم مگر برای زنده ماندن... چشم انتظار تو ام... که بیایی، حرف بزنی، کلمه ها را جان دوباره دهی، جان مرا کلمه ببخشی، دستم را بگیری... تا... من از مرگ مدام خسته ام ندا!

هیچ|

برا بعضیام غروب پنجشنبه ها، از جمعه ها دلگیرتره...

هیچ|


آخرين مطالب
» دوستت دارم و این، غمگین ترین شعر دنیاست
» من متولد شب اول دیدن چشاتمـ..
» اینگونه به آتش بس تن دادیم
» هنوز اون پیرهن آبی، محکم بغلت کرده؟
» در جستجوی نور
» بیچاره آنها، که تو را ندارند #خیابان-امیری #متروپل
» تو
» عطر تن ت و طنت...
» خودت لابد میدونید دلتنگی یعنی چی
» خدا رو چه دیدی، شاید پر گرفتیم...

 Design By : Pichak